در این مطلب، با مهمترین جنبههای تن صداش آرامش داشت آشنا خواهید شد.میبیان کرد تن صداش آرامش دارهروز دوشنبه با تمام مشغله های بستن حساب تماس گرفتقرار گذاشتیم سه شنبه هفته بعد دیگه دوست نداشتم بعد از مجید استخوان داخل زخم باشهبا اینکه شب تا ۱۱ سرکار بودمخوبی برق رفتن این شد من برسم به قرار ساعت ۷ ...زودتر رسیدم باغ گلها دور زدم به آرامش ذهنی برسمرسید خیلی سیاست مدار و پیچیده بودمراسم دیدن برای خواستگاری نبود خودمم با ذهن آشفته و داخل خیال با مولتی انتخاب عاشق بیوانفورماتیک....رشته اش آی تی بودیه
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی
در این مطلب، تلاش کردهایم تصویری روشن از خداجون ارائه دهیم.دوست دارم ازدواج کنمولی نمیشه معیار ها تقلیل دادمرفتم همکار سابق زهرا دیدم بلد بود با آدمها چطور صحبت کنهتن صداش آرامش دهنده و اهل صحبت و معاشرت بودمکان باغ گلهاقبل رفتن میاظهار داشتم کاش مجید صداش شبیه این فرد آرامش دهندهولی اومده بود مجهولات ذهنش در مورد بیو انفورماتیک و سلول خل کنمدقیقا خودم مولتی انتخابفوق العاده آدم مرموز ....من آدم سادهبه خودم میگم اگر رفته بودم آلمان موقعیت اجتماعی و شغلی بالا بود الان مجید یا این همکار زهرا با ه
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی
در این مطلب، با مهمترین جنبههای تنهایی های با وفا آشنا خواهید شد.پس معیارش ظاهری بودههرچند من معمولی معمولی امبرای مجید هم غرور گذاشتم زیر پا رفتم و حتی خودمم پیام دادمخوب نمیخادحسرت دارم مادر و همسر و عروس نشدم حتی همراه ندارمتنها تنها همدم من تنهایی هایم به قول مریم آقای خودمم در تنهایی هام پیدا کردم باهاش هم مسیر و همسفر شدمباید وسایل خونه بخرم برم سر زندگانیعاشق تنهایی هام بشم حالم به حال تنهایی ها گره بزنم خوب شاید قسمت من باشهقسمتم تنهایی هامامروز سه شنبه 30 اردیبهشت کتاب سودان
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی
همه آنچه لازم است درباره الان یکسال بدانید، در ادامه آمده است.بخای داخل مسایل شخصی زندگی ات ندارهزهرا دختری زیر چادر دم از خدا میزد ولی فوق العاده حسودالان میفهمم چرا از لبخندش بسیار عصبانی میشدمچطور با شکم پر از بخیه و زمستان وسایل آوردم فطمه خواهرمچطور وام خانگی به واسطه خواهر زهرا برنده شدم کلاه برداری شدآره تجربه روی تجربهمیخام زندگی آغاز کنمآدمهایی اعصابم بهم میرزین شماره بلاک میشنخیلی اعصابم راحتتتصمیم گرفتم دیگه به هیچ کس جز خودم اعتماد نکنم
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی
جوانی با غرور میگذرد کهولت با رنج و محنت و پیری با غم حسرت ، فلاکت ایام پیری نتیجه غرور جوانی است...
واقعا همینطوره منم از آدمهای که الان پیرن چقدر زجر میکشن
وای دوران پیری از الان استرس دارم نفهمیدم نوجوانی و جوانی و الان میانسالی با بدبختی گذشت فقط دویدم به هیچی نرسیدم ....الآنم رسیدیم پیری
چقدر نوستالژی غمگینی
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی
با گذشت سنم سالی که از زنجان اومدم دست خالی بی پول نمیدونستم از کجا شروع کنم ....الان اینطور نیست به ذهنیاتم نظم دادم فقط مونده موسیقی و ورزش و تدوین و زبان ....
حسابداری و ناخن اکی شد....رفاه تقریبا اولیه اکی ....
فقط مونده چند کار جزیی و کارهام انجام بدم برم آلمان یا ایتالیا ...انشا تا سال دیگه اکی شده باشه
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی

دختری مثل تموم دختران ولی با روحیه حساس تر عاشق ژن و تحول و عاشق تنهایی بودن وبا پشتکار فروان و آرزوهای دست نیافتنی ولی باهوش عاشق گریه و تنهایی و دلبسته خاطرات نهفته در صندوقچه خاطراتم
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی
همه در آزمون استخدامی شرکت دارن جایی بی دغدغه کار میکند اما من همچنان تنبلم
بعد از دانشگاه تابستان میخوام لاین آرایشگری شروع کنم حداقل برای روزهای که خودم کار کنم
یه سالن بگیرم برای خودم
هی امان ....از فقر....باید خودم کار کنم کاری برای خودم راه بندازم
برچسب:
نویسنده: حامد فراهانی