دختری مثل تموم دختران ولی با روحیه حساس تر عاشق ژن و تحول و عاشق تنهایی بودن وبا پشتکار فروان و آرزوهای دست نیافتنی ولی باهوش عاشق گریه و تنهایی و دلبسته خاطرات نهفته در صندوقچه خاطراتم عاشق راه رفتن توی بارون، عاشق راه رفتن توی تاریکی جاده می نویسم اززمانیکه خیلی دلتنگم و نامردی اطرافیانم دیگه قابل تحمل نیست می نویسم تا مرحمی بر روی زخمم باشه