خرید بک لینک

تنها 1ی مونده از ۸۹ زنجان خوابگاه الغدیر

عصر چهارشنبه های آخر ترم اول ارشد

لپ تاب برداشتم رفتم ساختمان ریاضی

پیش فاطی که با هم داخل سایت دانشکده وبلاگ برام درست کنه

اوخ خدای من همدم ۱۲ سال و چند ماه شده

اووووم یادآوریش هنوز هیجان داره

برای من تنها بهترین هدیه بود

وبلاگ فاطی دنبال میکنم میفهمم خوبه یا آشفته

الان سرما خورده خدای من چقدر دوری از هم آخرین بار اسفند ۹۲ دیدمش چقدر گذشته

شاید سال جدید رفتم بچه ها ببینم

اووووم بازم دانشگاه و دانشجو شدم توی سن ۳۷ سالگی

دوستش دارم

من از اون آدمهایی بودم دانشگاه ۱۷ سالگی شروع با ۲۳ ارشد تمام ۱۰ گیر رفتن خودم

تا دوباره تصمیم به درس یکسال کنکور به شدت سال ۹۸ تا شهریور ۹۹

بعد رفتن آموزشگاه حسابداری از مهر ۹۹ تا اسفند ۱۴۰۰

بعدشم دانشگاه مهر ۱۴۰۱

همیشه سرکلاس میخندم میگم من از ۱۰۰ شروع به صفر رسیدم

لذت میبرم الان دانشگاه دوست بهم لذت میده

به نظرم باید سالهای ۱۷ سالگی بچه گی میکردم

ولی تجارب گوناگون

هرساله این دوست ۱۲ ساله ام از درد و رنج و سختی هام نوشتم

الان تنها تنهایی ولی عاشق خودم

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: چهارشنبه 24 اسفند 1401 ساعت: 22:22

صفحه بندی